آشنایی با یک همنوردِ متممی

کوهنوردانِ حرفه‌ای برای یک تجربه‌ی سالم با حداقل میزان خطر و آسیب‌دیدگی، استفاده از لوازم و تجهیزات مناسب را پیشنهاد می‌کنند.

این تجهیزات برای یک کوهنودریِ ساده می‌تواند شامل طناب انفرادی؛ کفش؛ کوله‌پشتی؛ باتوم و کلاه باشد. از آب کافی و تغذیه‌ی مناسب هم مخصوصاً در فصل‌های گرم و کوهپیمایی‌های طولانی نباید غافل شد؛ چراکه برای سلامت جسم ضروری هستند و حتی می‌توانند در زمان‌های اضطرار نجات‌بخش باشند.

این ابزار و تجهیزات جزء لوازم ضروری هستند تا یک تجربه‌ی ایمن را رقم بزنند؛ اما برای یک کوهنوردیِ دلنشین و به‌یاد ماندنی نمی‌توان اهمیت حضور یک همنورد خوش‌فکر و اهل‌ذوق را نادیده گرفت.

همنورد علاوه‌بر این‌که قادر است در لحظات بحرانی ناجی و مثمرثمر باشد، می‌تواند با همراهی‌اش از شدت خستگی و کسالت‌باری مسیر بکاهد. 

هم‌صحبتی با همنوردِ صاحب‌سخن است که مسیر را در نظرمان کوتاه‌تر جلوه می‌کند.

این همراهی در کوه یک‌دلی و صمیمیتی می‌آورد که گاهی فراموش می‌شود اولین بار است که با آن شخص هم‌قدم شده‌ایم و حتی احتمال دارد آخرین بار هم باشد.

 

در گروهی که من با آن‌ها همراه می‌شوم تعداد افراد در هر جلسه متغیر است. تقریباً در هر جلسه افراد جدیدی شرکت می‌کنند و من با تمام ضعفم در مهارت‌های ارتباطی در تلاشم تا با آن‌ها ارتباط برقرار کنم و با هر کدام فراخور موقعیت و شخصیت‌شان گپ‌‌وگفتی داشته باشم.

 

+ در «10 دلیل برای انتخاب ورزش کوهنوردی» یکی از دلیل‌ها به بهبود مهارت‌های ارتباطی اشاره دارد.

 

اما دیروز در این همراهی اتفاق جالبی رخ داد.

شیرینی توأمی داشت هم‌قدم شدن با یک همنورد متممی.

با یکی از همنوردان مشغول صحبت بودم. از سفرهایش گفت. از تجربیاتش.

از ناچیز بودن‌مان در این کهکشان گفتیم. از سال‌هایی که قبل از ما گذشته و بدون ما هم خواهد گذشت. از تغییراتی که خواسته یا ناخواسته روی می‌دهد.

گفتیم و گفتیم تا این همنورد عزیز سخن از محمدرضا شعبانعلیِ نازنین پیش کشید.

در آن لحظه قیافه‌ی من با آن دهان نیمه‌باز و چشم‌هایی که از شدت هیجان و تحیر برق می‌زدند، تماشایی بود.

امیر حمیدی؛ همنوردِ متممیِ من از لذت یادگیری‌اش گفت. از زمان‌هایی که با متمم سپری می‌کند.

از اثرات و برکات حضور آقا معلم در زندگی‌امان گفتیم. از ناراحتی و عذابی که از دوری از متمم متحمل می‌شویم. از این‌که حالا متمم جزء لاینفک زندگی‌مان شده است.

و من مسرور از این‌که هم‌صحبتی را یافته بودم که دغدغه‌هایی یکسان داشتیم. شادمان از این‌که تعداد متممی‌ها روزبه‌روز بیشتر و بیشتر می‌شود.

 

ما به‌عنوان مبلغان متمم وظیفه‌ای بر عهده داریم که نباید فراموش کنیم. باید در خاطرمان بماند عمل‌گرایی‌ است که به ما شهامت بیشتری برای به یدک‌کشیدنِ عنوانِ متممی‌بودن می‌دهد.

متمم ما را به سمت عمل‌گرایی سوق داده است. به زندگی‌کردن منطبق یا نزدیک به خواست قلبی‌امان. به انتشار بی‌چشم‌داشتِ آن‌چه که آموخته‌ایم.

باشد که شاگرد شایسته‌ای باشم.

 

#آرامش_با_کوهنوردی

 

***

پی‌نوشت: همنوردِ متممی، عنوانی است که امیر حمیدی انتخاب کرده است.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *