آیا از ابراز بُعد نازیبای خود واهمه داریم؟

از خود نوشتن، به‌زعم من یکی از چالش‌برانگیزترین و البته دشوارترین کارهای ممکن است. شرح و توصیفِ ماهیتی که به‌عنوان “من” پذیرفته شده است. آدمی از مجموعه‌ای از ویژگی‌های رفتاری و خصلت‌های اخلاقی تشکیل شده است؛ که این ویژگی‌ها هم می‌توانند مثبت باشند و هم منفی. این ادعا که شخصی می‌تواند به‌طورکامل از  ویژگی‌های منفی بَری […]

چه ایده‌هایی که نادیده اِنگاشته شده‌اند.

بارها پیش آمده که در رابطه با پدیده‌‌های گوناگون جرقه‎‌هایی به ذهنمان خطور کرده است. گاه مهم و قابل‌اتکاء تلقی‌شان کرده و به آنها بهاء داده‌ایم. اما تعداد دفعاتی که با نادیده‌انگاشتن، هنوز شکل‌نگرفته، به کام مرگ فرستاده شده‌اند، به‌مراتب زیادتر است. ایده‌هایِ نگارشی هم از این قاعده مستثنی نیستند. گاه در حین انجام وظایفِ […]

حالِ زمین خوب نیست.

این روزها بیشتر از پیش آن صدایِ آهنگینِ جادویی که کلمات را یک‌به‌یک و شمرده و باصلابت ایراد می‌کرد در گوشم می‌پیچد “حالِ زمین خوب نیست.” از زنده‌یاد مهران دوستی، در برنامه‌های بعدازظهر رادیوجوان، مکرر این جمله را می‌شنیدم که حالِ زمین خوب نیست. یک روزِ زمستانی به وصف حال‌وهوایی پرداخت که به هنگام آمدن برای […]

فیلمنامۀ سربداران

در ادامه‌ی مطالعه‌ی کتابِ جمعه که در پست پیشین به آن اشاره شد، به فیلمنامه‌ی سربداران، نوشته‌ی محمود دولت‌آبادی رسیده‌ام. در فیلمنامه با رعایت اختصار به تصویرپردازی و شرح صحنه‌های موجود می‌پردازند. گویا که موجزگویی شرط اساسی فیلمنامه‌نویسی است. هر صحنه به‌ترتیب شرح داده می‌شود و به انتها می‌رسد. گاه حتی با یک تک‌کلمه به فضاسازی فیلمنامه […]

چنین بود صمد! در کتابِ‌جمعه.

در اینجا هم نیم‌اشاره‌ای کرده بودم که به لطفِ یکی از آشنایانی که قصد جابه‌جایی از خانه‌ای ویلایی به آپارتمانی جمع‌وجورتر داشت، و به خاطر کمبود فضا تعداد زیادی از کتابهایش را بذل و بخشش کرد، چندجلد کتاب، غنیمت عایدم شد. کتابهایی متعلق به سالهایی دور، با قیمت‌هایی جالب و غیرقابل‌باور. *** در جستجوی کتابی لابه‌لای […]

جامعه‌ی ایده‌آل با استراتژی برنده-برنده

در گذشته‌ی نه‌چندان دور، نگاهِ غالب من در انتخاب استراتژی‌های مذاکره، پیرو استراتژی برنده-بازنده (Win-Lose) بود. مدل‌ذهنی‌ام به‌مرور با همین باور پرورش یافته بود. تصورم بر این بود که حتما می‌بایست یک طرف برنده باشد و نفر مقابل بازنده. گویا نتیجه‌ی برد-برد چنان مبهم و کم‌رنگ بود که به‌سختی قدرت خودنمایی می‌یافت.   *** تا فراموشم […]

دو راهکار برای غلبه بر وسوسه‌ی خرید

کمتر کسی را دیده‌ام که خریدکردن را یک فعالیتِ مفرح و لذت‌بخش نداند. یا اگر بازارگردی و فرآیند خرید چندان به مذاقش خوشایند نمی‌آید، حداقل از احساسِ در اختیارداشتن و مالکیت چیزی جدید -ولو جزئی و ناچیز- دچار هیجان و سرزندگی می‌شود. اما گاه با خریدکردنِ افراطی، اسیر و طعمه‌ی تخفیف‌ها و موجودی عابربانکِ همراه‌مان […]

وقتی انیشتین به خوابم آمد…

نیمه‌های شب بود که از خواب پریدم. هنوز آهنگِ صدایش در گوشم می‌پیچید. صدا به‌قدری جان داشت و تازه بود که لحظه‌ای در خواب یا بیدار بودنم دچار ترید شدم. مرتب همان جمله، با همان آهنگ و جدیتِ استاد-شاگردی تکرار می‌شد. *** آن روزها سخت مشغول درس‌خواندن بودم. به‌نوعی در قرنطینه به سر می‌بردم. خودم […]

نتیجه‌ی شروع یک فعالیت بدون آمادگی لازم

به خودم آمدم و متوجه شدم که اکثر ساعات شبانه‌روزم را یا پشت میزِکارم می‌گذرانم یا مقابلِ لپ‌تاپِ شخصی‌ام. و در دو حالت به‌صورت نشسته و با حداقلِ حرکت. تصمیم گرفتم برای این عدمِ تحرک چاره‌ای بجویم که ناگهان یادم افتاد به  طنابِ مخصوص درازنشستی که پارسال خریده بودم و متاسفانه بعد از فروکش‌کردن ذوق‌وشوقِ […]