قصه‌تراپی

از قصۀ مادربزرگ تا قصه‌تراپی شاهین شرافتی

قصۀ مادربزرگ تمام روزهای هفته را به شوق رسیدن آخر هفته سپری می‌کردم. پنج‌شنبه عصر که می‌شد کوله‌بارم را می‌بستم و راهی خانۀ مادربزرگ می‌شدم. لذت خوابیدن روی تراس یک سو و شوق شنیدن قصۀ همیشگی مادربزرگ یک سوی دیگر.   چلۀ تابستان جایمان روی تراس بود. تنگاتنگ هم توی پشه‌بند تک‌نفره دراز می‌کشیدیم. نسیم […]

ناخوانایی ناشی از نوشتن جملات طولانی

آیکون قرمزرنگ کنار سنجش خوانایی به نیشخندی می‌مانَد که طولانی‌بودن جملات را توی صورتم می‌کوبد. اگر خوانِ انتخاب زیرعنوان و کوتاه‌بودن پاراگراف‌ها را هم از سر بگذرانم؛ به‌سادگی نمی‌توانم غول مرحلۀ طولانی‌بودن جملات را شسکت بدهم. در سنجش میزان خوانایی توصیه می‌شود جملاتِ یک متن از بیست کلمه فراتر نروند. با این‌که قامت کلی نوشته‌هایم […]