ننوشتن به بهانه کمال‌گرایی یا گریز از قضاوت‌شدن

مدعی‌ام که نسبت به حرف و نظر مردم بی‌تفاوت هستم. تصور می‌کنم از قضاوت‌شدن هراسی ندارم. خیال می‌کنم تا آن اندازه از آزادی عمل برخوردارم که تصمیم‌ها و انتخاب‌هایم متأثر و آلوده به قضاوت‌های دیگران نمی‌شود. چراکه در ذهنم پرورانده‌ام که دیگران با تصویری ناقص از من و دنیایم آشنا هستند. پس مورد قضاوت واقع […]

اختصارنویسی

از معایب اختصارنویسی افراطی

نوشتن جزء یکی از دغدغه‌های پررنگِ این روزهایم شده است. از همان آخرین روز شهریور که نوشتن صفحات صبحگاهی به وقت ساعت برنارد را تجربه کردم، هر روز تا قبل از ساعت پنج‌ونیم صبح حتی اگر شده یک صفحه‌ای نوشته‌ام تا همچنان نوشتنِ صفحات صبحگاهی را متعهدانه پابرجا نگه دارم.   به لطف شرکت در […]

داستان کوتاه

اولین تجربۀ داستان‌نویسی من

وقتی در طرح ویژۀ مدرسۀ نویسندگی خواندم که باید در فصل زمستان یک روز در میان یک داستان کوتاه بنویسم خنده‌ام گرفت. من و داستان‌نویسی؟! باید یک روز داستان کوتاهِ پیشنهادشده را بخوانم و روز بعد داستانی کوتاه بنویسم. با خودم گفتم من به همان خاطره‌نویسی معمول ادامه می‌دهم. تا این مرحله که پیش آمده‌ام انتقال […]

چگونه خواب راحتی داشته باشیم؟

امروزه خوابِ راحت دغدغۀ بسیاری از مردم شده است؛ چراکه بیشتر افراد ناچار هستند از خواب و استراحتشان به‌نفع ساعات کاری کم کنند. صبح زود بیدارشدن برای پرداختن به امور شغلی و شخصی و دیرخوابیدن‌ به بهانه‌های مختلف، ساعت بهینۀ خواب ما را به یغما برده است. همان چند ساعتی هم که در خواب سپری […]

12 روش برای بهتر نوشتن

پیش‌نوشت: غالب عناوینی که در اینجا مطرح می‌کنم، دغدغه‌های شخصی هستند. موضوعاتی  که به فکر چاره‌جویی برای آن‌ها افتاده‌ام و خلاصه‌نویسی‌هایم را به‌امید ثمربخش‌بودن برای دیگری در اینجا نیز منتشر می‌کنم. انتشار این مطالب به این معنا نیست که من تا آخر راه رفته‌ام و به‌دلیل کارایی با دیگران هم به اشتراک می‌گذارم؛ بلکه با تأسی […]

خوش‌آمدگویی به تغییر نگرش

پیش‌نوشت: بعد از انتشار «گذشته، تکه‌ای از زندگی» این نکات را یادداشت کردم و احساس می‌کنم می‌تواند تکمیل‌کنندۀ آن باشد. *** این روزها بسیار می‌شنویم که در لحظه زندگی کن؛ اما تمام لحظاتِ اکنون از گذشته‌ عبور کرده‌ و به این نقطه رسیده‌اند. فرقی نمی‌کند لحظات پیشین ما چگونه سپری شده باشند مهم این است […]

جهنم جایی است که…

جهنم جایی است که دیگر هیچ‌کس به حل مشکلات اعتقاد ندارد. این جمله نقل‌شده از یکی از قهرمانان فیلم «صحنه‌هایی از یک ازدواج» اثر اینگمار برگمن است که در کتاب «ماندن در وضعیت آخر» به آن اشاره شده است.   ممکن است برای حل مسئله‌ای تلاش کنیم و پس از ناکامی‌های پی‌درپی به این نتیجه‌ […]

آچارفرانسه‌ای در محیط کار

من یک آچارفرانسه هستم. از هر چیزی تا آن اندازه‌ای می‌دانم که در کارم نمانم. این خصلت تا محیط‌ کار هم با من کشانده شد. شاید در آچارفرانسه‌بودن در محیط‌ کار چندان نقشی نداشتم. گفتند: «فلانی نیست کارش را یاد بگیر تا در نبودش تو وظایفش را بر عهده بگیری». گفتم: «چشم» در محیط کار […]

10 راهکار برای استفاده‌ی بهینه‌تر از زمان

اگر پست «شرح بی‌کفایتی من در مدیریت زمان» را خوانده باشید، از دغدغه‌ی مطرح‌شده در آن آگاهید. بیکار ننشستم و فکر کردم چه‌طور می‌توانم دامنه‌ی اختیارات حداقلی‌ام را گسترده‌تر کنم یا حتی‌الامکان بهره‌وری‌ام را قدری افزایش دهم. لیست پیشنهادی زیر را بدون هیچ ترتیبی برای خودم آماده کردم و در حال تمرین و پیاده‌سازی آن […]

تبعات کارهای نافرجام

شاید برای‌تان پیش آمده باشد که در یک دوره‌ی آموزشی نام‌نویسی کرده؛ اما در جلسات پایانی یا حتی در همان ابتدای راه از ادامه‌ی آن منصرف شده باشید؛ کتابی را به‌دست گرفته‌ و بعد از خواندن چند صفحه آن را نیمه‌کاره لابه‌لای سایر کتاب‌های کتابخانه پنهان کرده باشید؛ رابطه‌ای را با شوق آغاز کرده‌ و […]