بابالنگ‌دراز؛ اثر جین وبستر

جودی‌‌ابوت، از همان دوران کودکی شخصیتِ کارتونیِ محبوب من بود. لحظه‌شماری می‌کردم تا زمان پخش آن فرا برسد و هر ثانیه‌ی آن را باولع به تماشا می‌نشستم و هم‌پایش غرق در خیال‌پردازی می‌شدم. شاید چون براین اعتقاد است که «مهم‌ترین خصوصیت آدمی قوه‌ی تخیل و تصور است.» به‌راحتی می‌تواند قوه‌ی تخیل مخاطب را فعال؛ و او را […]

کتاب سقوط (آلبر کامو)

دربارۀ فراموشی   ” منصف باشیم: گاهی اتفاق می‌افتاد که فراموش‌کردن‌هایم به‎جا بودند. به‌طور حتم متوجه شده‌اید که آدم‌هایی هستند که اعتقاد مذهبی‌شان بر این پایه است که همه‌ی توهین‌ها و آزارها را ببخشند و به‌راستی همین کار را هم می‌کنند، ولی هرگز از یاد نمی‌برند. اما من از آن قماش آدم‌ها نبودم که توهین‌ها را […]

کتاب نامه به کودکی که هرگز زاده نشد…(اوریانا فالاچی)

«نامه به کودکی که هرگز زاده نشد» نجواهای یک مادر است با جنینی که در شکم دارد. و به گفتۀ خودش «طرح یک انسان» است تا یک انسانِ واقعی و کامل. زنی که با شنیدنِ خبرِ مادرشدنش، شگفت‌زده و متحیر می‌شود. مادرشدنِ او بهای سنگینی دارد چرا که باید بار یک رسوایی را بر دوش بکشد. […]

داستان پداگوژیکی به قلمِ ماکارنکو

امروز داستانِ پرچالش اما امیدبخش ماکارنکو را به پایان رساندم. باید اعتراف کنم که اولین بار بیشتر مجذوب عنوان کتاب شدم. کتابِ داستانِ کولونیِ ماکسیم‌گورکی، به لطف یاور مشیرفرِ عزیز در چرخه‌یِ کتاب‌خوانیِ متممی‌ها قرار گرفت، اولین نفر به دست فواد انصاری عزیز رسید. و بعد از آنکه پوریا صفرپور عزیز در وبلاگش از داستان […]

درک یک پایان

پیش‌نوشت: با نیتِ خریدِ کتاب انسانِ خردمند رفته بودم که به توصیه یا شاید اصرار فروشنده چند جلد کتاب خارج از برنامه هم برداشتم. هدفم تهیه‌ی یک لیستِ از پیش آماده‌شده بود که وقتی با پشنهادات فروشنده مواجه شدم؛ تصمیم گرفتم مقداری از سرسختی خودم در عدم‌پذیرشِ توصیه‌هایش را کم کنم. چون با خودم قرار گذاشته‌ام […]

فیلمنامۀ سربداران

در ادامه‌ی مطالعه‌ی کتابِ جمعه که در پست پیشین به آن اشاره شد، به فیلمنامه‌ی سربداران، نوشته‌ی محمود دولت‌آبادی رسیده‌ام. در فیلمنامه با رعایت اختصار به تصویرپردازی و شرح صحنه‌های موجود می‌پردازند. گویا که موجزگویی شرط اساسی فیلمنامه‌نویسی است. هر صحنه به‌ترتیب شرح داده می‌شود و به انتها می‌رسد. گاه حتی با یک تک‌کلمه به فضاسازی فیلمنامه […]

سیستمِ بیوشیمیاییِ احساسِ خوشبختی

در طی زمان، و با مشاهده‌‌ی رفتار و احساست افراد به این نتیجه رسیده‌ بودم که هر شخصی دارای یک Default یا پیش‌فرضِ معینِ احساسی است. مثلا بعضی از افراد به طورِ پیش‌فرض، شاد هستند. یا عده‌ای دیگر غمگین‌ و افسرده‌. وجود پیش‌فرض، به این معنا نیست که افرادی که در یک دسته‌ی مشخص هستند؛ همیشه و به‌طور […]

چرا هیچ‌گاه احساس رضایت نمی‌کنیم؟

این روزها در حال مطالعه‌ی کتاب “انسان خردمند” هستم. در صفحه 314 کتاب با مطلبی مواجه شدم که برای خودم مفید و جالب توجه بود. احساس کردم شاید مطرح‌کردنش در اینجا برای شخص دیگری هم مناسب باشد. مضمون مبحث، علت ناخرسند بودن و نارضایتی همیشگی انسان است.  قسمت‌هایی از آنچه در کتاب آمده است را […]

جنگ شکر در کوبا

پی‌نوشت: عکس فوق دیروز از کانال تلگرامی دنیای کتابِ خرد به دستم رسید. و با جستجویی که در گوگل انجام دادم، متوجه شدم نماهای دیگری از این عکس موجود است.   این عکس دیدار سه‌نفره‌ی ارنستو چه‌گوارا، سیمون دوبوار و ژان‌پل‌سارتر  که در سال 1960 در کوبا رخ داده است را به تصویر کشیده است. گفته […]

شکست یا پیروزی

شکست… پیروزی… در به‌کار بردن این تعبیرهای قراردادی ناتوانم. پیروزی‌هایی وجود دارد که هیجان برمی‌انگیزد و پیروزی‌هایی که آدم را از پا در می‌آورد. شکست‌هایی که از پا در می‌آورد و شکست‌هایی که آموزنده است و آدم را از خواب غفلت بیدار می‌کند. زندگی با وضعیت‌ها بیان می‌شود نه با رفتارها. تنها پیروزی‌ای که نمی‌توانم […]