از ایده‌های تکراری نهراسیم

نمی‌دانم چه اصراری است که می‌بایست حتماً حرف تازه‌ای داشته باشیم تا لب از لب بگشاییم و نمی‌فهمم چرا غالباً به‌دنبال ایراد گفته‌ای هستیم که قبلاً از زبان هیچ‌کس جاری نشده باشد. انگار به‌دنبال این هستیم که دنیا را شخصاً از نو بیافرینیم و تنها ایده‌هایی را مطرح کنیم که بکر باشند و دست‌نخورده. دست‌اول […]

آیا به‌خوبی آن‌چه که بلدیم، زندگی می‌کنیم؟

یک‌روز، دانشجوی جوانی از بخش خدمات توسعۀ دانشگاه کشاورزی، در کشتزاری به دهقان سالخورده‌ای برخورد که با یک کلوخ‌شکن کهنه مشغول کار بود. دانشجوی جوان ویزیتوری بود که برای فروش کتاب تازه‌ای حاوی مطالب سودمندی دربارۀ طرق حاصلخیز کردن خاک و تکنیکهای بهتر و تازۀ کشاورزی، از این مزرعه به آن مزرعه می‌رفت. جوان پس […]

کسب توانمندی؛ هنرِ استاد یا شاگرد؟

همیشه از سابقه‌ی درخشان شغلی‌اش می‌گوید. سنواتش را سند افتخاری می‌داند و یکریز به مقایسه‌ی توانمندی‌های خود با سایر همکارانش می‌پردازد. او مدام از حرفه‌ای‌گری‌اش دم می‌زند. درست است که از هر فرصتی برای اثبات برتری خود استفاده می‌کند، اما انصافاً کیفیت کارش را می‌شود به وضوح مشاهده کرد و تمییز داد. واقعاً در رشته‌ی […]

محتوای بدون مخاطب

احتمالاً شما هم با محتوایی چه از جنس متن، صوت یا فیلم مواجه شده‌اید که در انتهایِ آنها از مخاطب خواسته شده، درصورتی که محتوا را پسندیده است برای دیگران هم ارسال کند. طی این یک ماه حداقل با سه‌مورد مواجه شده‌ام؛ یکی فایلِ‌صوتیِ «مرور چند نکته برای روزهای آغاز سال»، که محمدرضاشعبانعلیِ عزیز در […]

یک ایمیل نابه‌جا

چندوقت پیش باوجود تجربۀ ناخوشایندی که از اولین خریدِ اینترنتی خود در سال‌هایِ گذشته داشتم؛ وسوسه، نیاز و حسِ مالکیت بر من غالب شد و با نادیده‌گرفتن آن اتفاق، دوسه خریدِ اینترنتی انجام دادم. بارها خدماتِ اینترنتی دریافت کرده‌ام اما خریدِ کالا نه. در یکی از این خریدها، چندساعتی بعدازسفارش، فروشنده برای پاسخ‌گویی به پاره‌ای از […]

ساعت زمین و تبلیغ بیسکویت گرجی

هر وقت که به تبلیغاتِ خلاقانه‌ای برمی‌خورم، چندلحظه‌ای بر روی آن درنگ و سعی می‌کنم -حداقل در رابطه با خودم- به یک برآوردِ نسبی برسم که این محتوای تبلیغاتی تا چه اندازه توانسته است مرا برای خرید آن کالا ترغیب کند. یا حتی به چه میزان در زمینه‌ی شناختِ برند و یادآوریِ برند موفق عمل […]

وقتی کلامت را از زبان دیگری می‌شنوی.

بارها پیش آمده است که نکته‌ای مدام در ذهنم در حال چرخیدن بوده است، یا جمله‌ای را در جایی برای خودم یادداشت کرده‌ام؛ و در اندک‌زمانی پس از آن، عینا همان جمله یا عبارتی با مضمونِ مدنظر خودم را از زبان دیگری شنیده یا خوانده‌ام. تکرار این رویداد به‌اندازه‌ای بوده که برای من قابلِ اغماض […]

آیا از ابراز بُعد نازیبای خود واهمه داریم؟

از خود نوشتن، به‌زعم من یکی از چالش‌برانگیزترین و البته دشوارترین کارهای ممکن است. شرح و توصیفِ ماهیتی که به‌عنوان “من” پذیرفته شده است. آدمی از مجموعه‌ای از ویژگی‌های رفتاری و خصلت‌های اخلاقی تشکیل شده است؛ که این ویژگی‌ها هم می‌توانند مثبت باشند و هم منفی. این ادعا که شخصی می‌تواند به‌طورکامل از  ویژگی‌های منفی بَری […]

چنین بود صمد! در کتابِ‌جمعه.

در اینجا هم نیم‌اشاره‌ای کرده بودم که به لطفِ یکی از آشنایانی که قصد جابه‌جایی از خانه‌ای ویلایی به آپارتمانی جمع‌وجورتر داشت، و به خاطر کمبود فضا تعداد زیادی از کتابهایش را بذل و بخشش کرد، چندجلد کتاب، غنیمت عایدم شد. کتابهایی متعلق به سالهایی دور، با قیمت‌هایی جالب و غیرقابل‌باور. *** در جستجوی کتابی لابه‌لای […]

چگونه مردن

اشتباه نکنید این متن هیچ‌گونه ارتباطی با جمله‌ی معروف دکتر “علی‌شریعتی” ندارد. که فرموده است: چگونه زیستن را به من بیاموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت. اندیشیدن در رابطه با چگونه‌مردن از مدتها با من بوده است، اما عامل اصلی که باعث نگارش این جملات شد، مطالعه‌ی کتاب “مامان‌ومعنی‌زندگی” از “اروین‌یالوم” است. دچار حالتی […]