نوشتن صفحات صبحگاهی به وقت ساعت برنارد

یکی از آرزوهای همیشگی‌ام این بوده است که ای کاش من هم ساعتی شبیه به ساعت برنارد داشتم تا هر وقت دلم می‌کشید زمان را متوقف می‌کردم و با آسودگی تمام به کارهایم می‌پرداختم. برای من آن یک ساعتِ اضافه در آخرین روز از شهریورماهِ دوست‌داشتنی، مانند تجربۀ برنارد با آن ساعت جادویی‌اش است. و امروز […]

چگونه خواب راحتی داشته باشیم؟

امروزه خوابِ راحت دغدغۀ بسیاری از مردم شده است؛ چراکه بیشتر افراد ناچار هستند از خواب و استراحتشان به‌نفع ساعات کاری کم کنند. صبح زود بیدارشدن برای پرداختن به امور شغلی و شخصی و دیرخوابیدن‌ به بهانه‌های مختلف، ساعت بهینۀ خواب ما را به یغما برده است. همان چند ساعتی هم که در خواب سپری […]

پای در زنجیر پرواز می‌کنم

هوا هنوز کمی گرگ و میش است. سوئیچ را می‌چرخانم و به راه می‌افتم.   فکرهای درهم‌برهمی در سرم چرخ می‌زنند. گوش‌هایم پر شده از هراسِ روزهای نیامده؛ از شنیده‌های دلهره‌آور مربوط به فرداها تا دیده‌های رقت‌انگیز این روزها. باورم نمی‌شود در اندک زمانی فاصلۀ «شنیدن تا دیدن» این همه کم شود. هرچقدر هم که این […]

میلِ پیوستن به گروه‌

گریچن رابین در کتاب پروژۀ شادی نقل کرده است که: «همۀ پژوهشگران، از دورۀ معاصر گرفته تا فیلسوف‌های گذشته بر این باورند که ایجاد پیوندهای اجتماعی مستحکم، معنادارترین عامل ایجاد شادی است.»   آدمی همیشه میل به گرویدن به گروه‌های اجتماعی داشته است. چه در دوران کودکی که برای تشکیل روابط دوستانۀ ساده تلاش می‌کند […]

12 روش برای بیشتر نوشتن

پیش‌نوشت: غالب عناوینی که در اینجا مطرح می‌کنم، دغدغه‌های شخصی هستند. موضوعاتی  که به فکر چاره‌جویی برای آن‌ها افتاده‌ام و خلاصه‌نویسی‌هایم را به‌امید ثمربخش‌بودن برای دیگری در اینجا نیز منتشر می‌کنم. انتشار این مطالب به این معنا نیست که من تا آخر راه رفته‌ام و به‌دلیل کارایی با دیگران هم به اشتراک می‌گذارم؛ بلکه با تأسی […]

خوش‌آمدگویی به تغییر نگرش

پیش‌نوشت: بعد از انتشار «گذشته، تکه‌ای از زندگی» این نکات را یادداشت کردم و احساس می‌کنم می‌تواند تکمیل‌کنندۀ آن باشد. *** این روزها بسیار می‌شنویم که در لحظه زندگی کن؛ اما تمام لحظاتِ اکنون از گذشته‌ عبور کرده‌ و به این نقطه رسیده‌اند. فرقی نمی‌کند لحظات پیشین ما چگونه سپری شده باشند مهم این است […]

سفیران حال خوب باشیم

گوشی تلفن را با اکراه برمی‌دارم تا بعد از چندمدتی جویای حالش شوم؛ اما انگشتانم میل چندانی به فشردن دکمه‌ها ندارند. باز منصرف می‌شوم و با خود می‌گویم، باشد در یک وقت مناسب‌تر. می‌دانم به‌محض برقراری ارتباط شروع می‌کند از قسط‌های عقب‌افتاده سخن گفتن، از جستجوی بی‌حاصل برای یافتن سرپناهی با قیمت مناسب، از حقوق […]