رسالت وجودی من

پیش‌نوشت: این روزها بیشتر به رسالتِ وجودی افراد و مخصوصا خودم فکر می‌کردم، تا اینکه مشغول خواندن کتاب “مامان‌ومعنی‌زندگی” از “اروین یالوم” شدم. و تصمیم به نوشتن چنین مطلبی گرفتم. درواقع کتاب “انسانِ‌خردمند” را در دست خواندن داشتم تا اینکه احساس کردم کتاب “مامان‌ومعنی‌زندگی” برای این روزهایم مفیدتر است و اولویت را به این کتاب […]

پاداش نوشتن در تعطیلات‌تابستان

تعطیلات تابستانی تازه آغاز شده بود. دانش‌آموزان سرخوش از پایان یک سالِ تحصیلی، رویای شیرین سه ماه بی‌تکلیفی و آزادی خواب از سرشان ربوده بود. در تصوراتشان سبکی رهایی از چارچوبِ تنگ ساعات مدرسه، با لذت وصف‌ناپذیر وصل‌کردنِ صبح به ظهر و ظهر به شب، با بازی‌کردن در کوچه‌پس‌کوچه‌ها به همراه بچه‌محله‌ها توام شده بود. […]

جنگ شکر در کوبا

پی‌نوشت: عکس فوق دیروز از کانال تلگرامی دنیای کتابِ خرد به دست من رسید. و با جستجویی که در گوگل انجام دادم، متوجه شدم نماهای دیگری از این عکس موجود است.   این عکس دیدار سه‌نفره‌ی ارنستو چه‌گوارا، سیمون دوبوار و ژان‌پل‌سارتر  که در سال 1960 در کوبا رخ داده است را به تصویر کشیده است. […]

به نام دوست

شماره را می‌گیرم. خودم را در عمل انجام‌شده قرار داده‌ام. نمی‌خواهم به این فکر کنم که چه‌طور شروع کنم. که عکس‌العمل تو چه خواهد بود. به هیچ چیز فکر نکردم و منتظر ماندم. صدای بوق‌های تلفن طنین‌انداز می‌شود. صدایت در گوشم می‌پیچد. کاملا آشناست. گویا صدای افراد در گذر زمان دچار تغییرات محسوسی نمی‌شود. مخصوصا […]

روشی برای اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌ها

پی‌نوشت: نوشته‌های این پست صرفا بیان یک تجربه‌ی شخصی است. چون دانستن این نکته برای من مفید بوده است، دوست داشتم در اینجا بنویسم تا هم در خاطر خودم باقی بماند، و هم اینکه شاید یادآوری‌اش برای شخص دیگری نیز کاربردی باشد.   برنامه‌ریزی کردن بخش جدایی‌ناپذیر زندگی خیلی از افراد شده است. اما صرف برنامه‌ریزی […]

هر سخن کز دل برآید

ملکوم‌گلدول در کتاب “تافته‌های جدابافته” مطالعه‌ای که اندرس اریکسون انجام داده است را مطرح می‌کند. او عنوان می‌کند که برای خبره‌شدن و حرفه‌ای‌گری در هر زمینه‌ای نیازمند ده هزار ساعت تمرین هستیم. قانون “ده هزار ساعت تمرین” برای توانمند شدن ما را به پشتکار و ممارست در فعالیت مورد علاقه‌امان تشویق می‌کند. برای حرفه‌ای شدن […]

ساحری به نام تلویزیون

دو سه سالی می‌شود که به تماشانشستن تلویزیون را از برنامه‌ی زندگی‌ام حذف کرده‌ام. دیداری هم اگر هست در زمان دورهمی‌های خانوادگی‌ست یا در حد نگاهِ گذرایی‌ست در اثنای عبورم از اتاقی به اتاق دیگر، در هنگامی که اعضای خانواده سرگرم خبرها، سریال‌ها، گفتگوها و برنامه‌های نامفهوم آن شده‌اند. مگر تلویزیون جز از برای سرگرمی نیست؟ […]

خودت را در عمل انجام شده قرار بده.

شاید شما هم افرادی را دیده‌اید که برای قطعی‌کردن تصمیمی چشم‌هایشان را می‌بندند و دو دست را به موازاتِ هم در امتداد بدن قرار می‌دهند، و آنگاه دو انگشتِ اشاره را با همان چشمان بسته، چُنان دو قطب آهنربا به هم نزدیک می‌کنند، تا ببینند که سرانگشتانشان دوقطب موافق درمی‌آیند و همدیگر را جذب می‌کنند. […]

درآمد داشتن بدون کار کردن

اگر همین الان به شما بگویند همین میزان درآمد هرماه به حساب شما واریز می‌شود و حساب‌بانکی شما ماهیانه به‌طور خودکار شارژ می‌شود، آیا همین روال را ادامه می‌دادید؟ آیا دوباره حاضر بودید سر کار بروید؟ یا بهتر است بپرسم آیا همین شغل و همین سبک زندگی را انتخاب می‌کردید؟ پاسخی که به این سوال […]

آیا من موجود عجیبی هستم؟

ممکن است به‌هنگام مشاهده‌ی بعضی اجسام، مکان‌ها یا حتی رفتارها و باورهای اطرافیان احساس کنیم چقدر عجیب و غیرمتعارف به‌نظر می‌رسد. این امکان هم وجود دارد که ما از نگاه دیگران دارای رفتاری عجیب باشیم. به‌زعم من، عجیب یعنی اینکه چیزی یا شخصی با اصول، باورها، دیده‌ها، شنیده‌ها یا در حالت کلی با تصورات و […]