رهش

کمی درباره رسم‌الخط کتاب رهش | رضا امیرخانی

اولین بار دربارۀ کتاب رهش از زبان امیر تقوی متنی خواندم با عنوان «رهش، داستان تهران امروز و خودبس». جذابیتِ عنوان کتاب چنان بود که هم در لیست کتاب‌هایی که باید خریداری بشود، قرار گرفت و هم در خاطرم.   طرح پشت جلد: طبق عادت ابتدا پشت جلد کتاب را برای بار دوم می‌خوانم. اولین […]

اختصارنویسی

از معایب اختصارنویسی افراطی

نوشتن جزء یکی از دغدغه‌های پررنگِ این روزهایم شده است. از همان آخرین روز شهریور که نوشتن صفحات صبحگاهی به وقت ساعت برنارد را تجربه کردم، هر روز تا قبل از ساعت پنج‌ونیم صبح حتی اگر شده یک صفحه‌ای نوشته‌ام تا همچنان نوشتنِ صفحات صبحگاهی را متعهدانه پابرجا نگه دارم.   به لطف شرکت در […]

تنهاترین درخت

درختی تنها در همسایگی

هر بار که از نزدیکی آن درخت عبور می‌کردم، در نظرم درختی می‌نمود تنها و طردشده. دورافتاده بود از جمع چند درختی که آنها نیز بازماندگان باغ سرسبزی متعلق به سالیان دور بودند. در هر عبور غربتش مرا به سوی خود جذب می‌کرد. برایش دل می‌سوزاندم. از شما چه پنهان گاهی هم دلداری‌اش می‌دادم و […]

داستان کوتاه

اولین تجربۀ داستان‌نویسی من

وقتی در طرح ویژۀ مدرسۀ نویسندگی خواندم که باید در فصل زمستان یک روز در میان یک داستان کوتاه بنویسم خنده‌ام گرفت. من و داستان‌نویسی؟! باید یک روز داستان کوتاهِ پیشنهادشده را بخوانم و روز بعد داستانی کوتاه بنویسم. با خودم گفتم من به همان خاطره‌نویسی معمول ادامه می‌دهم. تا این مرحله که پیش آمده‌ام انتقال […]

فرهنگ املایی ویراستاران

معرفی سامانۀ فرهنگ املایی ویراستاران

بسیار شنیده‌ایم که در آغاز راهِ نوشتن چندان نیاز نیست که به چگونه‌نوشتن وسواس داشته باشیم. در آغاز راه تنها باید نوشت و نوشت تا ترس ما از سفیدی کاغذ کاهش یابد. یعنی به‌جای چگونه‌نوشتن باید بر چقدرنوشتن حساس باشیم. اگر در حوزۀ نوشتن به‌طور خاص به ویراستاری علاقه‌مند باشید باید حتماً نحوۀ صحیح‌نوشتن و […]

نوشتن

من چرا می‌نویسم؟

پیش‌نوشت: این نوشته را بیشتر از یک هفته است که در پیش‌نویس منتظر گذاشته‌ام. چند باری به آن سر زده و هر بار بیمارگونه به جان آن افتاده‌ام. در نهایت به این شکل درآمد که شباهت چندانی هم با جرقۀ اولیه ندارد. در نوشتن دچار وسواس دست‌وپاگیر شده‌ام. فراموش می‌کنم فعلاً من باید به کمیت […]

خطای بزرگنمایی

از تصور تا واقعیت در زمان رویارویی با یک موقعیت جدید

مفروضات ذهنی ما همیشه با واقعیتی که با آن مواجه می‌شویم منطبق نیست. به تجربه آموخته‌ام که غالباً میان تصوراتمان در مورد آینده با پیش‌آمدهای دنیای واقعی فاصله‌ای ولو اندک وجود دارد. عدم تطابق تصورات و واقعیت طی سال‌ها به من صبوری آموخته است. صبوری برای عدم نتیجه‌گیری پیش از موعد.   به‌زعم من در […]

راز واقعی زندگی | آنا کوئیندلن

پیش‌نوشت: متن زیر را از ابتدای یکی از ایمیل‌های هفتگی متمم انتخاب کرده‌ام تا برای به‌یادگارماندن در اینجا یادداشت کنم. انتخابم دو دلیل دارد. یکی مضمون زیبای جملات به‌اندازه‌ای‌ گویاست که آدمی را به فکر وامی‌دارد. دیگر اینکه احساس کردم از نوشته‌های مربوط به #آشتی_با_ابهام چندان دور نیست. ترس یکی از موانع آغاز یک فعالیت […]

خطای ذهن

نشانه‌هایی در تأیید انتخاب‌

تصمیم گرفتم کاری انجام دهم که زمان‌بر و فراتر از توانمندی‌های من بود. در پی نشانه‌هایی در تأیید انتخابم گشتم. در انجام آن مردد مانده بودم. چند روزی به خودم مهلت دادم تا بسنجم آیا انجام این کار صحیح است یا نه‌؟ تنها می‌دانستم که خواهان انجام آن هستم. در این مدت سعی کردم در […]

پالایش ورودی ذهن

پایش مغرضانۀ ورودی‌های ذهن

گفتگویی شکل گرفته بود. گفتیم و شنیدیم. طبق عادت جمله‌هایم را می‌سنجیدم که مطلق‌گویی نکرده باشم. بر روی استثنابودن مورد تأکید می‌کردم. برای گفته‌هایم مثال می‌آوردم تا فاصلۀ آنچه در ذهن داشتم با برداشت‌های آن‌ها را کم کنم.   آخر کار ناباورانه حرف خودش را تکرار کرد. نه به «اما و اگر»های من گوش سپرده […]