پای در زنجیر پرواز می‌کنم

هوا هنوز کمی گرگ و میش است. سوئیچ را می‌چرخانم و به راه می‌افتم.   فکرهای درهم‌برهمی در سرم چرخ می‌زند. گوش‌هایم پر شده از هراسِ روزهای نیامده؛ از شنیده‌های دلهره‌آور مربوط به آینده تا دیده‌های رقت‌انگیز این روزها. باورم نمی‌شود در اندک زمانی فاصلۀ “شنیدن تا دیدن” این همه کم شود. هرچقدر هم که این […]

میلِ پیوستن به گروه‌

گریچن رابین در کتاب پروژۀ شادی نقل کرده است که: «همۀ پژوهشگران، از دورۀ معاصر گرفته تا فیلسوف‌های گذشته بر این باورند که ایجاد پیوندهای اجتماعی مستحکم، معنادارترین عامل ایجاد شادی است.»   آدمی همیشه میل به گرویدن به گروه‌های اجتماعی داشته است. چه در دوران کودکی که برای تشکیل روابط دوستانۀ ساده تلاش می‌کند […]

12 روش برای بهتر نوشتن

پیش‌نوشت: غالب عناوینی که در اینجا مطرح می‌کنم، دغدغه‌های شخصی هستند. موضوعاتی  که به فکر چاره‌جویی برای آن‌ها افتاده‌ام و خلاصه‌نویسی‌هایم را به‌امید ثمربخش‌بودن برای دیگری در اینجا نیز منتشر می‌کنم. انتشار این مطالب به این معنا نیست که من تا آخر راه رفته‌ام و به‌دلیل کارایی با دیگران هم به اشتراک می‌گذارم؛ بلکه با تأسی […]

خوش‌آمدگویی به تغییر نگرش

پیش‌نوشت: بعد از انتشار «گذشته، تکه‌ای از زندگی» این نکات را یادداشت کردم و احساس می‌کنم می‌تواند تکمیل‌کنندۀ آن باشد. *** این روزها بسیار می‌شنویم که در لحظه زندگی کن؛ اما تمام لحظاتِ اکنون از گذشته‌ عبور کرده‌ و به این نقطه رسیده‌اند. فرقی نمی‌کند لحظات پیشین ما چگونه سپری شده باشند مهم این است […]

سفیران حال خوب باشیم

گوشی تلفن را با اکراه برمی‌دارم تا بعد از چندمدتی جویای حالش شوم؛ اما انگشتانم میل چندانی به فشردن دکمه‌ها ندارند. باز منصرف می‌شوم و با خودم می‌گویم در یک وقت مناسب‌تر. می‌دانم به‌محض برقراری ارتباط شروع می‌کند از قسط‌های عقب‌افتاده سخن گفتن، از جستجوی بی‌حاصل برای یافتن سرپناهی با قیمت مناسب، از حقوق ناچیز […]

گذشته، تکه‌ای از زندگی

گاهی به‌واسطۀ امتیازهای دوستان متممی به کامنت‌های گذشتۀ خودم مراجعه می‌کنم و برای یادآوری مطالب و نوشته‌هایم نگاهی به آنها می‌اندازم. باز هم لطف یکی از دوستان مرا به گذشته‌ها سوق داد. پیامم را که خواندم از این میزان خودافشایی متعجب شدم. نمی‌دانم آن پیام را چندوقت پیش نوشته‌ام یا به‌هنگام نوشتنش چرا فکر کرده‌ام […]

جهنم جایی است که…

جهنم جایی است که دیگر هیچ‌کس به حل مشکلات اعتقاد ندارد. این جمله نقل‌شده از یکی از قهرمانان فیلم «صحنه‌هایی از یک ازدواج» اثر اینگمار برگمن است که در کتاب «ماندن در وضعیت آخر» به آن اشاره شده است.   ممکن است برای حل مسئله‌ای تلاش کنیم و پس از ناکامی‌های پی‌درپی به این نتیجه‌ […]

آچارفرانسه‌ای در محیط کار

من یک آچارفرانسه هستم. از هر چیزی تا آن اندازه‌ای می‌دانم که در کارم نمانم. این خصلت تا محیط‌ کار هم با من کشانده شد. شاید در آچارفرانسه‌بودن در محیط‌ کار چندان نقشی نداشتم. گفتند: «فلانی نیست کارش را یاد بگیر تا در نبودش تو وظایفش را بر عهده بگیری». گفتم: «چشم» در محیط کار […]

از ایده‌های تکراری نهراسیم

نمی‌دانم چه اصراری است که می‌بایست حتماً حرف تازه‌ای داشته باشیم تا لب از لب بگشاییم و نمی‌فهمم چرا غالباً به‌دنبال ایراد گفته‌ای هستیم که قبلاً از زبان هیچ‌کس جاری نشده باشد. انگار به‌دنبال این هستیم که دنیا را شخصاً از نو بیافرینیم و تنها ایده‌هایی را مطرح کنیم که بکر باشند و دست‌نخورده. دست‌اول […]

یکدستی در نگارش

هرچقدر هم که در دوران مدرسه از درس املاء نمره‌ی خوبی گرفته باشید، باز هم ممکن است با لغاتی مواجه شوید که در چگونه‌نوشتن آنها تردید داشته باشید. یا حتی اگر املای صحیح آنها را هم بدانید، اگر به آداب نگارش اهمیت می‌دهید این احتمال وجود دارد که در جدا یا سرهم نوشتن کلمات، استفاده از […]